بایگانی برچسب ها: از عيش بهره مندم و از عمر کامياب

دارم بتی به چهره صد ماه و آفتاب / عبید زاکانی

دارم بتی به چهره صد ماه و آفتاب / عبید زاکانی

دارم بتی به چهره صد ماه و آفتاب نازکتر از گل تر و خوشبوتر از گلاب رعناتر از شمایل نسرین میان باغ نازنده تر ز سروسهی بر کنار آب در تاب حیرت از رخ او در چمن سمن در خوی خجلت از تب او در قدح شراب شکلی و صد ملاحت و روئی وصد جمال چشمی وصد کرشمه و لعلی وصد عتاب خورشید در نقاب خجالت نهان شود از روی جانفزاش اگر بر فتد نقاب در حلقه های زلفش جانهای ما اسیر فریاد از آن دو سنبل مشکین تابدار از چشمهای مستش دلهای ما کباب زنهار از آن دو نرگس جادوی نی...

ادامه مطلب