خانه » اخبار » حوادث » قصاص دختری که با نانچیکو آدم کشت!

قصاص دختری که با نانچیکو آدم کشت!

قصاص دختری که با نانچیکو آدم کشت!

خواهر و برادری که متهم هستند با همدستی مرد دیگری، مرد مواد‌فروش را برای سرقت از خانه‌اش به قتل رسانده‌اند، پای میز محاکمه رفتند…..

تلاش‌های بسیاری برای کاهش مصرف مواد مخدر در جامعه صورت گرفته است،
تلاش‌هایی که نشان می‌دهد سیاستگذاران آن باید در تصمیم‌های خودشان
تجدید‌نظر کنند.

 قاچاقچیان بسیاری تاکنون اعدام شده‌اند و محکومان بسیاری
زندان‌ها را به دلیل مصرف یا توزیع مواد مخدر اشغال کرده‌اند. بسیاری از
نیروهای پلیسی که سرمایه‌های اجتماعی جامعه بودند، در راه مبارزه با مواد
مخدر جان خودشان را از دست داده‌اند اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که جامعه
همچنان از آسیب‌های مصرف مواد مخدر رنج می‌برد. پرونده‌ای که روز گذشته در
دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد هم نمونه‌ای از این آسیب است.


نماینده دادستان در توضیح کیفرخواست به هیئت قضات شعبه ۷۱ دادگاه کیفری
گفت: اتهام مینا متهم ردیف اول پرونده، مباشرت در قتل مردی به نام خشایار
است. اتهام برادر او هم که مهدی نام دارد، معاونت در قتل و سومین متهم
پرونده هم که نامش سعید است، معاونت در قتل است و برای هر سه نفر که اتهام
سرقت هم دارند، درخواست مجازات قانونی دارم.


نماینده دادستان در توضیح
بیشتر گفت: بررسی اوراق پرونده نشان می‌دهد ششم اسفند ماه سال ۸۹ متهمان
وارد خانه خشایار و با او با درگیر شده‌اند. بعد هم مینا با نانچیکو خشایار
را خفه و هر سه نفر بعد از سرقت از آنجا فرار کرده‌اند. مأموران پلیس هم
بعد از حادثه به تحقیق پرداختند و متهمان را یک به یک بازداشت کردند. آنها
در بازجویی‌ها به جرم خودشان اقرار داشته و صحنه جرم را هم بازسازی
کرده‌اند بنابراین برای‌شان درخواست صدور مجازات قانونی دارم.



بعد از اینکه اولیای دم خواسته خودشان را قصاص عنوان کردند، مینا در
جایگاه قرار گرفت و اتهامش را پذیرفت. او توضیح داد: مدتی بود که با سعید
به خاطر مصرف مواد مخدر آشنا شده بودم. من شوهر و دو بچه دارم اما سال‌هاست
که از آنها خبر ندارم. شوهرم به مواد اعتیاد داشت و مرا هم به مصرف مواد
آلوده کرد. به خاطر اذیت‌هایش بدون اینکه طلاق بگیرم، از زندگی او بیرون
رفتم. متهم ادامه داد: سعید مواد‌فروش بود و من هم از او مواد می‌گرفتم و
مصرف می‌کردم.



خشایار را هم نمی‌شناختم. سعید گفته بود او توزیع‌کننده عمده مواد است. یک
روز سعید گفت خشایار در خانه‌اش مقدار زیادی پول و مواد نگه می‌دارد و
خواست با نقشه‌ای به خانه‌اش برویم و پول و مواد را سرقت کنیم. من موافق
سرقت نبودم اما سعید گفت همه چیز را رو به راه می‌کند تا کسی متوجه ماجرای
سرقت ما نشود. گفت مرا به عنوان خریدار عمده مواد به خانه خشایار می‌برد و
زمانی که مواد را آورد، آن را می‌گیریم و پولش را نمی‌دهیم. قبول کردم و به
خانه خشایار رفتیم.


سعید با او حرف زد. خشایار به ما گفت وقتی پول را تهیه کردیم، او هم مواد
را به ما می‌دهد. بعد از آن ما به بهانه تهیه پول از خانه‌اش بیرون رفتیم
اما فهمیدم پدر سعید از ماجرا با خبر شده و به خشایار خبر داده است که ما
می‌خواهیم از خانه‌اش سرقت کنیم. وقتی برای بار دوم به خانه خشایار رفتیم،
او در را به رویمان باز نکرد. سعید مدام به او تلفن می‌زد تا اینکه مجبور
شد در را باز کند. وقتی وارد خانه شدیم، من داشتم داخل حیاط آب می‌خوردم که
سعید و خشایار درگیر شدند. بلافاصله به برادرم مهدی خبر دادم. او هم به
سرعت خودش را به آنجا رساند و با سعید، خشایار را کتک زدند.


آنها دست و پای خشایار را بستند و از من خواستند مراقبش باشم تا در خانه
به دنبال پول و مواد بگردند. خشایار تقلا می‌کرد و می‌خواست خودش را نجات
دهد. به سعید گفتم من نمی‌توانم کنترلش کنم. او یک نانچیکو آورد و زنجیر آن
را دور گردن خشایار انداخت و دسته آن را به دست من داد. من هم دسته‌ها را
فشار دادم تا خشایار تقلا نکند و اصلاً نمی‌خواستم او را بکشم. بعد از
اینکه آنها سرقت را انجام دادند، همگی از آنجا رفتیم.


متهم ادامه داد: من روز حادثه هم مقدار زیادی مواد مصرف کرده بودم و کنترلی روی رفتار خودم نداشتم.
بعد از آن سعید در جایگاه قرار گرفت و اتهام خودش را قبول کرد.



او گفت: من می‌دانستم که خشایار مقدار زیادی پول و مواد در خانه دارد. من
پولی نداشتم تا مواد بخرم به خاطر همین تصمیم گرفتیم ازخانه‌اش سرقت کنیم.
روز حادثه هم با کمک مهدی دست و پایش را بستیم. بعد هم نانچیکو را از داخل
کمد بیرون انداختم که مینا آن را برداشت و با آن خشایار را خفه کرد.

وقتی
از خانه خارج شدیم، مقدار زیادی شیشه، تریاک و ریسیور ماهواره برداشته
بودیم که بین خودمان تقسیم کردیم. بعد از آن به اتهام دیگری بازداشت شدم و
به زندان افتادم. هشت ماه از دوران حبسم را سپری کردم و ۱۰ روز مانده بود
که آزاد شوم که پلیس از ماجرا با خبر شد و من در حبس ماندم. سپس مهدی در
جایگاه قرار گرفت و اتهام خودش را قبول کرد. او گفت: من با تماس خواهرم از
ماجرا با خبر شدم و خودم را به خانه خشایار رساندم. خواهرم گفته بود که
همراه سعید به سرقت رفته و من هم برای کمک رفتم.

وقتی وارد خانه شدم، قتل
اتفاق افتاده بود و خواهرم بالای سر جسد خشایار بود. هیئت قضات بعد از
شنیدن دفاعیات متهمان وارد شور شدند. و مینا را به قصاص و دو متهم دیگر را
به حبس محکوم کردند.

منبع : جام نیوز

  مطالب مرتبط
نخستین تصاویر از زلزله شهرستان دشتی استان بوشهر
اپوکالیپس هرگز: تکذیب خطر برخورد خرده سیاره غول پیکر با زمین...
ماجرای دختر روانی که مادرش را کشت!
جدال دختر 14 ساله با اعضای باند وحشت
تجاوز به دو دختر هوادار در خانه مجردی بازیکن تیم پایتخت
تجاوزهای زن ۳۵ ساله به پسر ۱۱ ساله! +عکس
به آتش کشیدن دختر جوان پس از شنیدن جواب منفی
آتش‌افروزی خواستگار 60 ساله یک دختر + عکس
دار زدن پسر ۱۵ ساله در یکی از دبیرستان های شهر سوق
تجاوز جنسی وحشيانه معلم به دختر نوجوان
پسر جوان مزاحم خواهرش را به طرز فجیعی کشت
ماجرای قتل هولناک دختر دانش آموز در بیابان
علاقه پسر جوان به بازی کلش اف کلنز دردسر ساز شد
سرقت دختر دانشجو از حساب پسر پولدار
چرا زنان خیانتکار طلاق نمی گیرند ، شوهر را می کشند ؟
اغفال پسران عاشق پیشه توسط زن شیاد
خانم آبدارچی کلاهبردار میلیاردی از آب درآمد
ماجرای قتل دوست بخاطر زن صیغه ای
اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراح قالب : پارس تمز

Copyright abartazeha.iR© 2016 - Allrights Reserved.